X
تبلیغات

JavaScript Codes « گوهر تابناک »
» هر که مهر فاطمه(س) در دل ندارد،دين ندارد ---- دین و ايمان، غير حبّ فاطمه(س) امکان ندارد

حجاب و چگونگی توسعه وگسترش آن
موضوع: مقالات ديني چهارشنبه سوم خرداد 1391 23:16

حجاب و چگونگی توسعه وگسترش آن

نبي اله ابراهيمي

بی شک يکى از مسايل حساس در زمانه ما مسئله حجاب است که به صورت بيمارى برهنگى در عصر ما ظهور نموده است که خود پيشتازان غربى که مروج اين برهنگى  بوده اند  به ماهيت اين بيمارى پى برده اند. از اينرو عصر جديد که روزگار سيطره کفر و ظلمت اومانيستى است بشر دست به طغيان واعراض ازهدايت آسمانى زده است به همين سبب است که برهنگى واعتقاد به ليبراليسم حسى و انکار هر نوع حدود و قيود معنوى واخلاق در قلمرو روابط جنسى يکى از جلوه هاى اومانيسم و غلبه ساحت نفس اماره است. مسئله حجاب و لزوم پوشيدگى زن در برابر مرد بيگانه يکى از مسايل مهم اسلامى است که خط بطلانى براومانيسم و پوچ انگارى است .

متاسفانه تاکنون بجز تحقیقات اندکی در خصوص دلایل و فلسفه حجاب ، پژوهش گسترده ای در مورد این احکام مهّم اسلامی و نقش و کاربرد های وسیع آنها صورت نگرفته است . اين مقاله به صورت تحليلى ـ  پژوهشى قصد آن دارد تا همراه با  بهره مندى از ديدى منصفانه و بهره گيرى از منابع و سرچشمه هاى اصيلِ مكتب اسلام ، به مسئله « حجاب » در جامعه اسلامى و اقوام و ملل گذشته و فلسفه آن بنگرد تا از اين رهگذر، به چشم اندازى درباره وضعيت اجراى اين دستور استوار وارزش مستحكم در جامعه امروزين اسلامى ايران دست يابد. بديهي است كه در جامعه ي امروز ، جوان تنها با استدلال مي تواند چيزي را بپذيرد . به زعم ما اين تحقيق مي تواند راه گشاي خوبي براي جوانان باشد .

مقدمه :

درکنار بسياري از مفاهيم که درارتباط با افراد انساني وجود دارند، مفاهيم ديني از سهم بسزايي برخوردارند.  و پرسش و جستجو در اين زمينه خاص به دفعات براي افراد ، پيش آمده است و اين مسئله جديدي نيست ، بلکه در طول همه دوره ها وجود داشته و شايد بتوان گفت قدمت آن به اندازه قدمت تاريخ مذهب  مي باشد.  از آن جايي که بسيار اندکند اشخاصي که بواسطه رسيدن به درجه بالاي دينداري و کسب معرفت نيازي به پرسش و جستجو ندارند لذا پرسش و جستجو براي اکثريت افراد امري طبيعي قلمداد مي شود و البته اين مسئله خالي از اشکال است چرا که دين اسلام در بسياري موارد افراد را به جستجو و تحقيق در مورد مسائل فردي و اجتماعي شان فرا مي خواند و به واقع در پي اين است که افراد بتوانند به درک درست حقيقت هر آنچه در ارتباط با آنها وجود دارد ، برسند.ازجمله اين مباحث مسئله حجاب است که در بسياري مواقع افراد دراين زمينه دچار پرسش وکنجکاوي شده اند چرا که  انسان ها ناخداگاه به دنبال درک فلسفه اعمالي هستند که به انجام آن فرا خوانده شده اند و يا ملزم به انجام آن هستند و ما نيزمي دانيم که خداوند انجام هر کاري را بر اساس فلسفه و حکمت خاص و منافعي که براي افراد دارد، واجب نموده است .

آنچه درابتدا لازم به ذکر است اينکه وجوب مسئله حجاب در درجه اول ، در قرآن به ثبت رسيده است، بنابراين جاي ترديد باقي نمي ماند و آنچه جاي سئوال دارد ، تنها دليل وجود و لزوم اين مسئله است يا به عبارتي فلسفه وجودي مسئله حجاب مي باشد که دراين زمينه ، هم دين ما وهم برگزيدگان و راهنمايان دين ما افراد را به يافتن حقيقت و فلسفه واقعي مسائل فرا خوانده اند و در موارد متعدد به ذکر دلايل و نشانه هايي که در ارتباط با اين مسئله وجود دارد ، پرداخته اند. با اندکي تأمل مي توان اينطور نتيجه گرفت که اديان و مکاتب مختلف در ارتباط با مسئله حجاب به تعمق و تفکر پرداخته اند و اين شايد به آن دليل باشد که حجاب تنها مخصوص دين ما نيست و به نوعي درديگراديان هم ، آثار ونمونه هايي از آن مشاهده مي شود.

ریشه پیدایش حجاب           

  ريشه پيدايش حجاب را كه بررسي مي كنيم مي بينيم از زماني كه آدم وحوا به اين دنيا آمدند با پوشش بودند البته هركس نظرش متفاوت است عده اي مي گويند حجاب ازشريعت ابراهيم (ع) بوده است. مسئله پوشش وحفظ عفاف خاص دنیای اسلام وحتی دنیای ادیان نیست. براساس زمینه فطری، حتی جوامع اولیه وبه دوراز تمدن و مذهب هم آن را مورد توجه خود قرار داده اند، نوشته اند:« زنهای تاتار از لحاظ عصمت، وقار و وظیفه شناسی در برابر شوهران نظیر ندارند. پاکدامنی وحجب وحیای آنها قابل تحسین است. بی احترامی به عفت عمومی وهتک ناموس گناهی بزرگ است، درقانون نامه پاسای مغول، هتک ناموس، زنا وازاله بکارت کیفراعدام داشت . 1» ویل دورانت می نویسد: « در بریتانیای قدیم والدین ثروتمند درمدت پنج سال بحران جوانی، دختران خود را درکلبه ها زندانی می نمودند. زنان سالمند پاکدامنی را به زندانبانی می گماردند ، دختران حق خروج ازاین کلبه ها را نداشتند و تنها اقارب ونزدیکان می توانستند آنان را ببینند. بعضی از قبا یل جزیره برنئو نیزعمل مشابهی داشته اند. 2»

  داستان آدم وحوا و بهره گیری آنها از شجره ممنوعه نیز دلیل همین مدعاست. بنابراین ، مسئله پوشش وعفاف درهمه جوامع وملل به صورتهای گوناگون وجود داشته است، اما با آمدن اسلام این مسئله به عنوان یک حکم تکلیفی وضروری برای زنان تعیین گردید. خداوند درچند آیه قران کریم موضوع لباس وپوشش را مطرح کرده است واهمیت ، ارزش ، هدف و فایده آن را بیان  می کند. از نظراصول کلی انسانی زن و مرد یکسانند ، اما زنان ازجهت خصلت طبیعی که همان جنبه خاص زنانگی ، ظرافت ، لطافت و جاذبیت است ، با مردان ، تفاوت محسوس وانکار ناپذیر دارند. در روایات آمده است: « المرئه ریحانة 3 » زن همچون ریحانه یا شاخه گلی ، ظریف است ، اگر باغبان او را پاس ندارد ، از دید و دست گلچین ، مصون نمی ماند.

    قرآن، زنان ایده ال را که در بهشت جای دارند ، به مروارید محجوب وپوشیده در صدف تشبیه می کند، « کامثال اللولوالمکنون » و یا آنها را به جواهرات اصلی مانند یاقوت ومرجان تشبیه می کند که جواهر فروشان ، آنها را در پوشش مخصوص قرار می دهند تا همچون جواهرات بدلی به آسانی در دسترس این وآن قرار نگیرند واز قدر وارزش آنها کاسته نشود. این جوهر لطیف را از سهل الوصول بودن مصون داشته و محدوده مطمئن تری پیرامون او قرار داده است. بنابر گواهی متون تاریخی ، دراكثر قریب به اتفاق ملت ها وآیین های جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده است ؛ هرچند در طول تاریخ ، فراز ونشیب های زیادی را طی كرده و گاهی با اعمال سلیقه حاكمان ، تشدید یا تخفیف یافته است، ولی هیچگاه بطور كامل از بین نرفته است . مورخان به ندرت ازاقوام بدوی كه زنانشان دارای پوشش مناسب نبوده و یا به صورت برهنه دراجتماع ظاهر  می شدند ، یاد می كنند. دانشمندان ، تاریخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاریخ وعصر حجر نسبت می دهند ، كتاب « زن درآینه تاریخ » پس از طرح مفصل علل وعوامل تاریخی حجاب ، می نویسد : با توجه به علل ذكر شده و بررسی آثار و نقوش به دست آمده ، پیدایش حجاب به دوران پیش از مذاهب مربوط می شود ، و به این دلایل ، عقیده عده ای كه می گویند « مذهب » موجد حجاب می باشد، صحت ندارد، ولی باید پذیرفت كه در دگرگونی و تكمیل آن بسیار موثر بوده است.4

1- پوشش زن در یونان و روم باستان : دایره المعارف لاروس درباره پوشش زنان یونان باستان می گوید: زنان یونانی در دوره های گذشته ، صورت واندامشان را تا روی پا می پوشاندند. این پوشش كه شفاف و بسیار زیبا بود، در جزایر كورس وامرجوس و دیگر جزایر ساخته  می شد. زنان فنیقی نیز دارای پوششی قرمز بودند. سخن درباره حجاب ، در لابلای كلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیزبه چشم می خورد، حتی « بنیلوب »( همسر پادشاه « عولیس » فرمانروای ایتاك )  نیز با حجاب بوده است  . زنان شهر « ثیب » دارای  حجاب خاصی بوده اند، بدین صورت كه حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند. این پارچه دارای دو منفذ بود كه جلوی چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند. در « اسپارته » دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند ، ولی بعد از ازدواج خود را ازچشم مردان می پوشاندند. نقش هایی كه برجای مانده ، حكایت می كند  كه زنان سر را می پوشانده ، ولی صورت هایشان باز بوده است ، و وقتی به بازار می رفتند ، برآنان واجب بوده است كه صورت هایشان را بپوشانند ، خواه باكره و خواه دارای همسر باشند.حجاب در بین زنان سیبری وساكنان آسیای صغیر وزنان شهرماد ( و فارس وعرب ) نیز وجود داشته است. زنان رومانی از حجاب شدیدتری برخوردار بوده اند ، به طوری كه وقتی از خانه خارج می شدند ، با چادری بلند تمام بدن را تا روی پاها   می پوشاندند و چیزی از برآمدگی های بدن مشخص  نمی شد. 5

یكی از تاریخ نویسان غربی نیزشواهد زیادی دال بر وجود حجاب در بین زنان یونان و روم باستان آورده است. او درباره« الهه عفت » كه یكی ازخدایان یونان باستان است ، می گوید: « آرتمیس » ، الهه عفت است و عالی ترین نمونه ( والگو برای) دختران جوان به شمار می آید. دارای بدنی نیرومند و ورزیده و چابك و به زیور عفت و تقوا آراسته است. 6 همچنین درباره مردم یكی از قبائلی كه نهصد سال قبل از میلاد زندگی  می كرده اند ، آمده است :  « بالاتر از ارمیان و در كنار دریای سیاه ، ( سكاها ) بیابانگردی می كردند. آنها مردم وحشی و درشت اندام قبائل جنگی نیمه مغول و نیمه اروپایی بسیار نیرومندی بودند كه در ارابه به سرمی بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه می داشتند.7 »این مورخ در جای دیگر می گوید: « زنان فقط درصورتی می توانند خویشان و دوستان خود را ملاقات كنند و در جشن های مذهبی و تماشاخانه ها حضور یابند كه كاملا در حجاب باشند.8» همچنین از قول یكی از فلاسفه یونان باستان ، درباره شدت پوشش زن ،  نقل می كند : نام یك زن پاك دامن را نیز چون شخص او باید درخانه پنهان داشت .9   


ادامه مطلب...
نوشته شده توسط نبی اله ابراهیمی | لینک ثابت |

عفاف فراتر و برتر از حجاب
موضوع: مقالات ديني دوشنبه یکم خرداد 1391 23:10

عفاف فراتر و برتر از حجاب

نبي اله  ابراهيمي

http://jafarpisheh.persiangig.com/image/main%20site/logo/LOGO%20%20%20HIJAB%20%20%20%20BIG%20%20%20%20006.jpg

اساسي ترين فلسفه معنوي پوشش وحجاب درميان اقوام ، اديان وملل مختلف ، خصلت حيا وعفت است . دين اسلام مدافع اين خصلت مقدس انساني است و به عناوين مختلف به دفاع از آن پرداخته است و زنان و مردان را براي رسيدن به راه سعادت وکمال وانجام اين امور فرا مي خواند. پافشاری برمنزلت عفاف وحجاب دردین اسلام تا جائی است که امام المتقین،امیرمؤمنان حضرت علی ابن ابیطالب (ع )، مقام و جایگاه عفیف را با مقام شهید در راه خدا مقایسه می کند.« ( آیه 5 ، قیامت ) با کمال تأسف، همزمان با گام نهادن بشر به سکوی آسمان وحکمفرمائی فن آوری بر مغز و اراده بشر، فرشته عفت واخلاق نیز از بسیاری جوامع رخت بربست. زن که مظهر عفاف و حجاب ، حیا وعشق ورزی به قداست وپاکی ، مام بشریت محسوب می شد و تداعی صفات فرشتگان در روی زمین و کانون گرم خانواده می نمود ، به عنوان ابزاری بی مقدار در کوی و برزن چون کالائی دردست طماعان وگردانندگان بازارهوی وهوس درآمد و در معرض هجوم همه جانبه  جریان های سوء سیاسی وتبلیغاتی وسراشیبی سقوط  قرار گرفت و کرامت ذاتی اش زیرغباری ازغفلت و فراموشی مدفون شد . ازآن پس ، اساس ازدواج ها درهم ریخت وهمه به دورآتش شهوت رقصیدند ونظام های دقیقی که در طول قرن ها زندگی آدمیان برای اداره و بقای خانواده وضع شده بود ونیز روحانی ترین روابط انسانی میان زن ومرد ، یکباره فرو ریخت و ازارزش واعتبار زن ، درنظر مردانی که برای وصول به کعبه وجود زن ، حریمی ملکوتی ساخته بودند ، کاسته شد تا آنجا که آنچه ازبدی ، گناه ، عصیان ، خیانت ، کم ارادتی و تجاوز به زن ومقام شامخ او بود ، درحق او روا داشتند. شکی نیست که حفظ سلطه اقتصادی ، سیاسی و نظامی کشورهای سرمایه داری استعمارگری برسایر کشورها ومناطق عقب نگاه داشته شده استعمار زده ، بدون سلطه فرهنگی و تنیده برافکار وعقاید وفرهنگ مردم این مناطق، ممکن نبوده و نخواهد بود ، که استعمار برای رسیدن به این هدف شوم از کتب درسی مدارس گرفته تا مقالات علمی ، برنامه های سینمائی ، رادیوئی ، تلویزیونی ، ویدیوئی ، ماهواره وغیره به صورت گوناگون بهره برداری می کند وهمواره در صدد است که مردم ، به ویژه روشنفکران جوان ، بخصوص امت اسلامی را از تاریخ جامعه خود جدا سازد و طرز تفکر استعماری را رواج دهد وهر چه افزونتر، از خود بیگانگی وبیگانه پرستی را توسعه بخشد . آنچه می تواند جامعه ای را از این تفکرات شوم واضمحلال وسقوط به ورطه نابودی مصون داشته و حفظ کند ، ترویج فرهنگ دقیق عفاف و حجاب و تبیین ابعاد مختلف آنها درجامعه است.

مقدمه :

  از جمله متفکراني که به مسئله حجاب پرداخته اند، ديدگاه شهيد مطهري جاي بسي تأمل و دقت دارد چرا که ايشان در بيانات خود به نکات ظريف و دقيقي در اين زمينه اشاره کرده اند. استاد مطهري در مورد مسئله حجاب مي نويسد: " نشانه بودن حجاب براي عفاف گريز ناپذير است وپوشش نشانه عفاف است . " همچنين ايشان با اشاره به آيه اي از قرآن اينگونه بيان مي کنند که : قرآن، عفت دختران شعيب را در حال چوپاني و آب دادن به گوسفندان در جمع مردان ، بازگو مي کند. عفت مريم را در معبدي که همگان ، چه زن و چه مرد به پرستش مي آيند ، مي ستايد و در اينجا به طرح اين سئوال مي پردازند که آيا عفت مريم (س) همان رعايت خويشتنداري و دارا بودن نشانه هاي آن در کردار و گفتار نيست ؟ بنابراين متانت در سلوک ظاهري و درانتخاب پوشش ازعفاف دروني خبرمي دهد .  به عبارتي مي توان گفت : که عفاف ، هوشمندانه ترين حالت کنترل نفس و اعمال قدرت نفوذ در حوزه شخصيت خويش است که تلاش در برجسته و شفاف کردن انسانيت انسان دارد و از جلوه گري و خود نمايي جنسيت مدار جلوگيري مي نمايد . ماپیوسته سخن ازحجاب گفته یا شنیده ایم ولی مسأله اصلی و بنیادین ، عفت است . عفت فراترو برتراز حجاب است.  حجاب ، همان پوشش ویژه وعفت ، یک خصلت و بینش ومنش است . حجاب ، پوششی بیرونی است ؛ ولی عفت ، هم پوشش بیرونی وهم پوشش درونی است . حجاب می تواند ریایی ، تحمیلی ، ظاهری و یا غیراختیاری باشد ؛ ولی عفت ، یک خصلت وارزش اختیاری است . ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی عفت درنگاه ، سخن گفتن وامور جنسی نداشته باشد که این خود نمونه حجاب بدون عفت است ؛ بنابراین برای سالم سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد .  

  حجاب در كتاب هاي لغت به معناي پوشش، پرده ومانع آمده است . به نگهبان ، حاجب مي گويند ؛ چون مانع ورود اغيار و بيگانگان دريك حريم ومحيط خاص مي گردد.  بنابراين ، حجاب و پوشش زن نيز به منزله ي يك حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است كه قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند . مفهوم منع وامتناع در ريشه لغوي عفت نيز وجود دارد ؛ بنابراين ، دو واژه ‹‹ حجاب ›› و‹‹ عفت ›› در اصل معناي منع وامتناع مشترك اند . تفاوتي كه بين منع و بازداري حجاب وعفت است ، تفاوت بين ظاهر و باطن ؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است ، ولي منع و بازداري در عفت ، مربوط به باطن و درون است ؛ چون عفت يك حالت دروني است ولي باتوجه به اينكه تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر ، يكي از ويژگي هاي عمومي انسان است ؛ بنابر اين ، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان ، تأثير و تأثر باطن است ؛ به اين ترتيب كه هر چه حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر باشد ، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه باطني و دروني عفت ، تأثير بيشتري دارد ؛ و بالعكس هرچه عفت دروني و باطني بيشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم مي گردد ، قرآن مجيد به شكل ظريفي به اين تأثير و تأثر اشاره فرموده است . نخست به زنان سالمند اجازه مي دهد كه بدون قصد و تبرج و خود نمايي ، لباس هاي رويي خود ، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند ، ولي در نهايت مي گويند ؛اگرعفت بورزند ، يعني حتي اگرلباس هاي مثل چادر را نيز برندارند ، بهتراست . والقواعد من النساء اللاتي لا يرجون نكاحاً فليس عليهن جناحٌ أن يغضن ثيابهن غير متبرجات بزنيه و أن يستغففن خير لهن و الله سميع عليم.

   علاوه بر رابطه قبل ، بين پوشش ظاهري و عفت باطني ، رابطه علامت و صاحب علامت نيز هست ؛ به اين معنا كه مقدار حجاب ظاهري ، نشانه اي از مرحله خاصي از عفت باطني صاحب حجاب است .البته اين مطلب به اين معنا نيست كه هر زني كه حجاب وپوشش ظاهري داشت ، لزوماً از همه مراتب عفت و پاكدامني نيز برخوردار است . با توجه به همين نكته ، پاسخ اين اشكال وشبهه افرادي  كه  براي ناكارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهري ، تخلفات بعضي از زنان با حجاب را بهانه قرار مي دهند آشكار مي گردد ؛ زيرا مشكل اين عده از زنان ، ضعف در حجاب باطني و فقدان ايمان و اعتقاد قوي به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهري است و قبلاً گفته شد كه حجاب اسلامي ابعادي گسترده دارد و يكي از مهمترين و اساسي ترين ابعاد آن ، حجاب دروني و باطني و ذهني است كه فرد را در مواجهه با گناه و فساد ، از عقايد و ايمان راسخ دروني برخوردار مي كند ؛ و اساساً اين حجاب ذهني و عقيدتي ، به منزله سنگ بناي ديگر حجابها ، از جمله حجاب و پوشش ظاهري است ؛زيرا افكار و عقايد انسان شكل دهنده ي رفتار اوست .

البته ، همان گونه كه حجاب و پوشش ظاهري ، لزوماً به معناي برخورداري از همه ي مراتب عفاف نيست ، عفاف بدون رعايت پوشش ظاهري نيز قابل تصور نيست ، نمي توان زن يا مردي را كه عريان يا نيمه عريان در انظار عمومي ظاهر مي شود عفيف دانست ؛ زيرا گفتيم كه پوشش ظاهري يكي از علامت ها و نشانه هاي عفاف است ، و بين مقدار عفاف و حجاب ، رابطه ي تأثير و تأثر متقابل وجود دارد .

  حجاب و عفاف به عنوان دو ارزش در جامعه ی بشری و به ویژه در جوامع اسلامی مطرح اند و این دو واژه همواره در کنار هم به کار برده می شوند. برخی گفته اند حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن هستند و بعضی آن را پرده معنی کرده اند.  عفاف در واقع حالتی درونی و نفسانی ست که توسط آن از غلبه ی شهوت جلوگیری می شود. بـه تـعبـيرى لطيف تـر؛حـجـاب ميوه عفاف اسـت و عفاف ريشـه حـجـاب. بـرخى افراد ممكن است حجـاب ظاهرى داشتـه بـاشند، ولى عفاف وطهارت باطنى را در خويش ايجاد نكرده بـاشند. اين گروه،ازحجاب تنها پوسته اى وظاهرى بى معنا دارند، وازسوى  ديگركسانى هستند كه ادعاى عفاف كرده وبا تعابيرى همچون ؛ « من قلب پاكى دارم،خدابا قلب ها كاردارد»،آدم بايد چشمش پاك باشد و...خودرا سرگرم كرده ومصداق « ليفجر امامه »1 مى شوند.انسان هايى چنين بايد در قاموس انديشه خود نكته اى اساسى را بـنگارند وآن اين است كه درون پاك ، بيرونى پاك مى پروراند وهرگز قلب پاك موجب بارور شدن ميوه ناپاكى به نام بى حجابى وبدحجابى نخواهد شد. والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه والذي خبث لا يخرج الا نكداً .زمين پاك نيكو گياهش به اذن خدا نيكو برآيد و زمين خشن ناپاك بيرون نياورد ، جز گياه اندك و كم ثمر .

  امام خـمينى، پـيام آور ارزش هاى الهى ، در بـاره حـجـاب وعفاف مى فرمايد :« توجه داشته باشيد كه حجابى كه اسلام قرار داده است ، بـراى حفظ ارزش هاى شماست. هرچه را كه خدا دستـور فرموده است ـ چه براى مرد وچه براى زن ـ بـراى اين است كه آن ارزش هاى واقعى كه اينها دارند و ممكن است به واسطه وسوسه هاى  شيطانى يا دست هاى  فاسد استـعمار پـايمال شـوند ، اين ارزشـها زنده بـشوند.» 2

 عفاف داراى معانى گوناگونى است ،كه درمجموع تعريف كاملى را بـه ما خـواهد داد. راغـب اصـفـهانى در« مفـردات القـرآن»  مى نويسد  :العفه حصول حاله للنفس تـمتـنع بـها عن غلبـه الشهوه ؛ عفت حالتى درونى ونفسـانى اسـت كه تـوسـط آن ازغلبـه شهوت جلوگيرى مى شود. 3 البته قابـل ذكر است كه درقرآن كريم از واژه عفت دردومعنا استفاده شده است ؛ گاه بـه معناى خود نگهدارى و پـاكدامنى است كه درمورد برخى افـراد آمده اسـت، مانند؛ وان يسـتـعـفـفـن خـيرلهن: 4 ؛ وليستعفف الذين لا يجدون نكاحا.5 درادامه تـوضيح بـيشتـرى دربـاره اين آيات خـواهد آمد .

 گاه « عفت» به معناى قناعت آمده و مسايل مالى مورد نظراست، نظير؛ومن كان غنيا فليستعفف ومن كان فقيرا فليإكل بالمعروف 6 ؛ وآن كس كه توانگر است، بايد(ازگرفتـن اجرت وسرپـرستـى) خوددارى كند وآنكه تهيدست است، مطابق عرف بخورد.  آنچـه دراين اینجا مورد نظرما اسـت، مفهوم اولى اسـت ؛ يعنى خود نگهدارى ازشهوت ومسايل جـنسى ؛ اگرچه مى تـوان بـراى هردومعنا واژه عفت را آورد وضررى به مفهوم آن نمى خورد.  ديگركتب لغت نيزآورده اند: تعفف(عفت داشتن ): نگاه داشتن نفس ازانجام حرام ودرخواست ازمردم است. 7

برخى ازلغت شناسان ، عفت را بـه معناى « ترك شهوات و پاكى خوى و جسم»آورده اند. 8 عفت، یعنی نگاه داشتن نفس از چیز هایی که حرام است یا انجام آن شایسته است .

  شهید مطهری درتعریف عفاف می فرماید: « عفت ، حالتی است به معنی رام بودن قوّه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان ؛ تحت تأثیر قوّه شهوانی نبودن .»9 حضرت علی(ع) درباره حقیقت عفت می فرماید:الصّبر علی الشهوه عفّه . عفت،مقاومت دربرابرشهوتها است .

همچنین درروایت دیگری می فرماید: العفاف زهاده 10، عفّت ، بی رغبتی نسبت به خواسته های نفسانی استدرتعالیم اسلامی ، مفهوم واژه عفت ، برکنترل شهوات وجلوگیری آن درخروج از مرز اعتدال دلالت می کند. درقران کریم « حالت نفسانی که از غلبه شهوت باز دارد » آمده است .به بیان قران کریم عفیف به شخصی اطلاق می شود که خود نگهدار و با مناعت باشد .11 این تعبیر درافراد و موارد مختلف ، شرایط خاص خود را دارد . به عنوان مثال :الف) عفت در فقیر عبارت است از: قناعت ورزی و حفظ  نفس از تمایلات شهوانی تا گناهی از وی صادر نشود. ب) عفت در غنی عبارت است از: نگهداری و حفظ  نفس از شهواتی که به واسطه وسعت مال و امکانات مالی برای توانگر حاصل می شود. « و من کان غنیا فلیستعفف . » 12 ج) عفت درافرادی که توانائی بر انجام نکاح  ندارند ، خود داری نفس از شهوات وحفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه . د) عفت درزنان سالخورده به نگهداری حفظ خویشتن است ازآنچه نفس بدان میل می کند،ازقبیل: ظاهر کردن زینت وخودآرائی . 13

   قرآن ، ازاین ارزش انسانی واسلامی با واژه هایی چون عفاف،احصان وحصور، با عظمت یاد نموده ، یکی ازویژگیهای مومنان راستین را پاکدامنی وعفاف می داند: والذینهم لفروجهم حافظون ( مومنون ، 5)آنان[ مومنین] کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند .

 ازمجموع معانى ذكرشده براى حجاب وعفاف مى تـوان نتـيجه گرفت كه عفاف نوعى حجـاب درونى است كه انسان را از گناه بـاز مى دارد. حفظ چشم، گوش، قلب و تمامى اعضا وجوارح از هر گونه خطا وگناه عفاف است كه حاصل اين عفت وحجـاب درونى، پـوشش ظاهرى است ، و به تعبیر دقیق تر، حجاب  میوه ی عفاف وعفاف ریشه ی حجاب است.

  دراهمیت عفاف همین بس که خداوند در قرآن ، سوره ای را به نام « سوره نور» به بیان لزوم عفاف اختصاص داده وشیوه های رسیدن به آن ومبارزه با آلودگیهای جنسی را بیان فرموده است . قرآن حتی در بیان مهیج ترین ماجراهای تاریخی ، چون داستان حضرت یوسف (ع) جانب عفاف را رعایت نموده است ؛ به بیان دیگر باید گفت قرآن کتاب عفاف است و برنامه ای برای کسانی که بخواهند این راه سعادتبخش را در پیش گیرند .

پیامبرگرامی اسلام که از وی به عنوان مظهر عفاف یاد می شود ، تلاش بسیاری برای حاکمیت عفاف و پاکدامنی نموده تا جامعه ای بسازد که در آن برای حاکمیت عفاف و پاکی ، ارزش ، و بی عفتی ، ضد ارز به شمارآید. پیامبر (ص) در جریان بیعت با زنان مکه از آنان پیمان گرفت که پاکدامنی وعفیف باشند و فرمود :لا یَقعُدَنَّ مَعَ الرّجالِ فِی الخَلأ . زنان با مردان نا محرم نباید در خلوت بنشینند .

عفاف درروایات ، جایگاه خاصی دارد که به چند حدیث دیگراز جملات نورانی حضرت علی (ع) اشاره می کنیم : اَفضَلّ العِبادَةِ العِفاف . بهترین عبادت ، پاکدامنی است .اَلعِفّةُ رَأسُ کُلَّ خَیرٍ . عفت ریشه و اساس تمام خوبیهاست. مَا المُجاهدُ الشَّهیدُ فی سَبیلِ الله بِأَعظَمَ اَجراً مِمّن قَدَرَ فَعَفَّفَ لَکادَ العَفیفُ اَن یَکُونَ مَلِکاً مِنَ المَلا ئِکَة . مجاهد شهید در راه خدا اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت بر گناه دارد اما خویشتنداری می کند ؛ چنین شخصی نزدیک است فرشته ای از فرشتگان خدا باشد .

امام خمینی (ره) طی سفارش های متعدد در باره عفاف می فرمایند : « بانوان محترم ایران ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد ، به کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ گاه در آن راههایی که قدرت های بزرگ برای تباه کردن کشور ، پیش پای آنها گذاشته بودند ، نخواهند رفت « زنها باید در میدان زهد و تقوا و عفاف و تحصیل و مجاهده و دفاع از اسلام ، از حضرت زهرا (ع) تبعیت کنند .»؛«‌وصیت من به مجلس شورای اسلامی در حال و آینده و رئیس جمهور و روسای جمهور ما بعد و به شورای نگهبان و شورای قضایی و دولت ، درهر زمان ، آن است که نگذارند این دستگاه های خبری و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح کشور ، منحرف شوند و باید همه بدانیم که آزادی غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود از نظر اسلام وعقل ، محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانیها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور ، حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان ، جلوگیری از آن واجب است و از آزادیهای مخرب باید جلوگیری شود . » ( صحیفه نور )

 


ادامه مطلب...
نوشته شده توسط نبی اله ابراهیمی | لینک ثابت |

حجاب از ديدگاه فاطمه
موضوع: مقالات ديني شنبه سی ام اردیبهشت 1391 9:3

http://img4up.com/up2/18476714066231906820.jpg

حضرت زهرا سلام الله عليها يك افتخار است براي همه عالم، نه فقط براي شيعه، نه فقط براي عالم اسلام، نه فقط براي ائمه طاهرين (ع)، بلكه آن حضرت براي پدر بزرگوارش نيز مايه سربلندي و افتخار به شمار مي‌رود. پيامبر اكرم (ص) به اين بانو خيلي افتخار مي‌كردند و بارها مي‌فرمودند كه خودم و پدر و مادرم به فداي تو. افتخار پيغمبر اكرم (ص) خيلي معنا دارد؛ حضرت زهرا (س) از نظر حسب و نسب داراي درجات رفيعي بوده است. شما نمي‌توانيد يك خانمي پيدا كنيد كه اين قدر از نظر نسب، والا و نوراني باشد. ايشان پدري دارد مثل پيامبر اكرم كه خاتم الانبياء بود. پيغمبري كه همه پيامبران به وجود او افتخار مي‌كردند، وجود مباركي كه خود خداوند متعال به او افتخار مي‌كند و نظيرش در عالم وجود نيامده و نخواهد آمد. حضرت صديقه طاهره مادري دارد مانند حضرت خديجه كه در مورد ايشان هم بايد بگوييم يك افتخار براي همه انسانها و مخصوصاً براي تمامي خانمها مي‌باشد. در باره حضرت خديجه همين مقدار بس كه پيغمبر اكرم مي‌فرمودند: پيروزي اسلام، مرهون خديجه است. همسر حضرت زهرا (س) نيز اميرالمومنين علي (ع) است كه پيامبر گرامي (ص) فرمودند: زهرا جان اگر علي نبود، كفوي براي تو در عالم وجود يافت نمي‌شد. و اگر تو نبودي كفوي براي علي در عالم نبود. حضرت فاطمه زهرا از لحاظ فرزند نيز فرزنداني نظير امام حسن و امام حسين و حضرت زينب و ام كلثوم سلام الله عليهم را تحويل عالم بشريت داده‌اند. اسلام مرهون مجاهدتها و تلاشهاي فرزندان گرامي حضرت زهراست. شهادت امام حسين (ع) اسلام را بيمه كرد و مجاهدت حضرت زينب(س)، شهادت آن حضرت را جهانگير كرد. حضرت زينب با آن شهامت مثال زدني در مقابل دشمن گفت: «‌ثكلتك امك يابن مرجانه ما رأيت الا جميلا». نظير چنين فرزنداني را در عالم كسي نداشته و نخواهد داشت. اما اولاد حضرت زهرا سلام الله عليها منحصر به اين چهار بزرگوار نيست، بلكه دوازده امام از نسل حضرت زهرا به وجود آمدند كه بارها پيغمبر اكرم به اين موضوع افتخار مي‌كردند. از همان وقتي كه امام حسين طفلي كوچك بود، پيامبر اكرم او را در دامن مي‌نشاندند و مي‌فرمودند: «يا حسين التاسع من ولدك هو القائم بالحق به يملأ الله الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جورا» يعني حسينم، نهم از فرزندان تو امام زمان است كه به دستش پرچم اسلام روي كره زمين افراشته مي‌شود. آنكه عدالت اجتماعيِ سرتاسري مي‌آ ورد. آن كه ظلم جهاني را ريشه كن مي‌كند و بالاخره آن كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌گويد «انّ في إبنه رسول الله لي اسوه حسنه» يعني سرمشق من در حكومت، زهراي مرضيه است. آن امامي كه اسلام را جهاني مي‌كند و مي‌فرمايد كه «‌نحن حجج الله علي خلقه و فاطمه حجه علينا» يعني ما دوازده امام حجت براي مردم هستيم و زهرا (س) حجت براي ما است. درك كردن معناي اين گونه روايات سخت است، اين گونه روايات حيران كننده است و انسان با غور در اين مطالب پي به جهل خود مي‌برد.

نكته مهم كه تذكر آن در اين مجال ضروري است اينكه، شناخت ما نسبت به نعمت بزرگي همچون وجود مبارك حضرت زهراي مرضيه چه مقدار است؟ و مهمتر اينكه تا چه اندازه آن حضرت را براي خود اسوه مي‌دانيم و از او پيروي مي كنيم؟ اگر ما در اين باره كوتاهي كنيم و از حضرت زهرا (س) الگو نگيريم، بالاترين گناه را مرتكب شده‌ايم. زيرا كفران نعمت كرده‌ايم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إنّ عذابي لشديد». اگر حضرت صديقه طاهره سرمشق جامعه باشد، جامعه رو به تزايد و ترقي خواهد بود و اما اگر زهرا سرمشق زندگي مردم نشد، در دنيا و آخرت عذابي دردناك در انتظار آنان خواهد بود. در خصوص لزوم الگوگيري از سيره حضرت زهرا (س) به دو نكته اشاره مي‌گردد كه از مصاديق برجسته شيوه‌ زندگاني حضرت زهراست كه نسل كنوني بايد اسوه خود قرار دهد.

در خصوص عفاف و حجاب حضرت زهرا (س) بسيار سخن گفته شده است. روايات فراواني دلالت بر اهميّت آن بانوي بزرگوار نسبت به حفظ عفت و حجاب دارد. يكي از آن روايات كه هم توسط علماي شيعه و هم توسط اهل سنت نقل شده است، اين است كه بعد از رحلت حضرت ختمي مرتبت قرار شد حضرت زهرا به مسجد بروند و خطبه بخوانند. نقل كرده‌اند كه آن حضرت مقنعه سر كرد و علاوه بر آن، چادر سرتا سري پوشيد. به اندازه‌اي كه روي پاهاي ايشان هم چادر بود. سپس آرام آرام راه مي‌رفت كه مبادا چادر عقب نرود. در ميان زنها راه مي‌رفت كه چشم نامحرم به ايشان نيفتد. آمد داخل مسجد و به مجرد ورود ايشان به مسجد، بين قسمت زنانه و مردانه مسجد پرده كشيدند و حضرت زهرا پشت پرده در ميان زنها بودند و مردها آن طرف پرده و خطبه‌اي ايراد كردند كه اين خطبه يكي از افتخارات ما شيعيان است.

حجاب و عفاف حضرت زهرا به گونه‌اي است كه ذكر شد، در حالي كه در مقابل نامحرم كوبندگي و قاطعيت دارد، به مسلمانان مي‌فهماند كه اختلاط بين زن و مرد ممنوع است. تصور نكنيد اين بي‌حجابي و بي‌عفافي كه فعلاً در جامعه رايج است، فقط براي ما باعث ناراحتي شده است، بلكه حضرت زهرا نيز از اين موضوع بسيار ناراحت است. همه مي‌دانيم كه حضرت زهرا بهترين سرمشق است. سرمشق يعني چه؟ يعني جامعه بايد وضعيت حجاب و عفاف حضرت زهرا را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به همان صورت عمل نمايد. حضرت زهرا وقتي وظيفه ايجاب مي‌كند كه سخن بگويد، با قاطعيّت تمام سخنراني مي‌كند و آنجا كه ديگر داعي ندارد براي اينكه با نامحرم بنشيند، مجلس را ترك مي‌كند. روزي يك شخص نابينا وارد بر پيغمبر اكرم شد. حضرت زهرا (س) جلسه را ترك كردند. پيغمبر فرمودند: عزيزم اين شخص نابينا است و تو را نمي‌بيند، چرا رفتي؟ حضرت زهرا در پاسخ گفت: يا رسول الله من چشم دارم، مي‌بينم و داعي ندارم با نامحرم نشست و برخاست داشته باشم. تا حالا خدمت شما بودم و اكنون كه نامحرم آمده است، ماندن من لزومي ندارد. مسئله حجاب از منظر قرآن نيز اهميت

فوق العاده دارد. ولي متأسفانه جامعه نسبت به اين موضوع مهم و اساسي بي‌تفاوت شده است. در قرآن كريم چندين آيه راجع به حجاب و عفاف وجود دارد ولي بدان آيات شريف عمل نمي‌شود. جامعه بايد بداند گناه عدم الگوپذيري از حضرات معصومين (ع) بسيار بزرگ است. اگر در روز قيامت حضرت زهرا (س) از ما بپرسد چرا وضعيت حجاب و عفاف در جامعه اسلامي اين چنين بود؟ چه كسي مي‌تواند پاسخ ايشان را بدهد؟ در اين باره بايد فكري شود و مردم و مسئولين نسبت به رسيدن جامعه به وضعيت مطلوب و اسلامي اقدامي بكنند.

نوشته شده توسط نبی اله ابراهیمی | لینک ثابت |

حجاب حضرت فاطمه زهرا (س)
موضوع: مقالات ديني شنبه سی ام اردیبهشت 1391 9:1

http://www.delparizad.ir/up/uploads/shutterstock_2865755.jpg

 

کیفیت حجاب حضرت فاطمه زهرا (س)

 

حجاب در باورها و ارزش های ما ریشه دارد و رعایت پوشش به ویژه در میان بانوان، ایجاد مصونیت برای جلوگیری از عوارض منفی، مفاسد و ابتذال است. از دیدگاه اسلام، زن، شخصیتی شایسته دارد و می تواند مدارج کمال را بپیماید و به مراتب عالی انسانیت بار یابد. دامن زن، مدرسه بشر است و والایی مردان، بدون زنان ممکن نیست. اصلاح جامعه در گرو پارسایی، حیا و حجاب بانوان خواهد بود. جایگاه والای این گوهر گران بهای آفرینش، می طلبد که در صدف پوشش قرار گیرد تا ارزش هایش حفظ گردد.
حال با نگاهی بر کیفیت حجاب و پوشش حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به تبیین هر چه بیشتر این موضوع می پردازیم.
اگر چه عمر شریفه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از هجده سال تجاوز نکرد، اما در ابعاد مختلف زندگی می تواند الگوی مناسبی برای بانوان باشد. از جمله موارد می توان در مورد حجاب ایشان الگو پذیری داشت. با توجه به منابع تاریخی، پیرامون حجاب حضرت می توان مواردی را به شرح ذیل نام برد:
حضرت در امر حجاب بسیار مواظبت می نمودند، تا آنجا که در مقابل افراد نابینا هم بی مبالاتی نداشتند، مرد نابینایی وارد منزل ایشان شد. حضرت برخاستند و به اتاق دیگر رفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: دخترم! این مرد نابیناست.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: پدر اگر چه او مرا نمی بیند، ولی من که او را می بینم و او بوی من را استشمام می کند....
همچنین تا آنجایی که ضرورت نداشت، حضرت از خانه خارج نمی شدند. حتی زمانی هم که حضرت برای ایراد خطبه وارد مسجد شدند و برای احقاق حق و ابطال باطل سخن رانی کردند در عین حفظ حریم و عفت بودند. حضرت امام حسن علیه السلام در کیفیت این حضور حضرت در جمع می فرمایند:
مادرم روسری بر سر نمود و چارقد بلند خود را پوشید ... در حال راه رفتن بگونه ای بود که لباسش به پا گیر می کرد (کنایه از این که پوشش کامل رعایت شده بود.) ... او در میان زنان انصار از خانه خارج شد... همچون حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با وقار و متانت حرکت می نمود ...
وجود این حالات بیان از اهتمام حضرت به مساله حجاب دارد. حضرت در توصیه ای به زنان می فرماید: آنچه برای زنان نیکو است، آن است که مردان را نبینند و مردان هم ایشان را نبینند. (به این معنی که تا موقعی که لزوم ندارد حضور در جمع مردان معنی ندارد.)
لذا در جایی دیگر می فرمایند: نزدیکترین حالت زن به خدا، موقعی است که در خانه بماند.خلاصه این که توجه حضرت به حجاب تا لحظه مرگ هم ادامه داشت، لذا از کیفیت حمل بدن محترمشان به صورتی که آن موقع مرسوم بود ـ حمل بر تابوت بدون پوشش ـ ابراز نگرانی کردند. لذا به همسر خود وصیت نمودند که تابوتی آماده کند، همان گونه که ملائکه شکل آن را به حضرت نشان داده بودند. فرهنگ سخنان فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
در قضیه فدک نیز شکل خاص حجاب حضرت زهرا را هنگام خروج از منزل این گونه توصیف نموده است :حضرت زهرا(س) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب (چادر) را به گونه ای که تمام بدن آن حضرت را می پوشاند و گوشه های آن به زمین می رسید به تن کردند و به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود به سوی مسجد حرکت کردند. (طبرسی الاحتجاج ج 1 ص 98)
قضیه فوق گویای آن است که حجاب و پوشش بیرون از منزل حضرت در مواجهه با نامحرمان دقیقا همان دو پوشش معروف بانوان در قرآن یعنی خمار(مقنعه ) و جلباب (چادر) بوده است . بنابراین می توان این دو نوع حجاب و پوشش را حجاب و پوشش قرآنی و فاطمی دانست .

نوشته شده توسط نبی اله ابراهیمی | لینک ثابت |

حجاب در سیره حضرت زهرا (س)
موضوع: مقالات ديني جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 18:2

مسأله حجاب در سیره حضرت زهرا (س)

 

اشاره

بدون تردید پوشش اسلامی برای زنان، از ضروریّات دین مقدّس اسلام است، چنان که آیات متعدّدی از قرآن بر این مطلب دلالت دارند.۱ از طرفی مسأله حجاب یکی از جنجالی‏ترین مسائل دنیای دیروز و امروز است، به ویژه طرفداران اعلامیّه حقوق بشر، که با عنوان کردن «تساوی حقوق زن و مرد»، پوشش را برای زن دست و پاگیر دانسته، و آن را برخلاف آزادی قلمداد و به عنوان حمایت از حقوق زن، مطرح می‏نمایند، این مسأله را بسیار حسّاس نموده است، در صورتی که پوشش اسلامی را باید در مجموع ابعادش مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، که با توجّه به مجموع، به نفع زن و جامعه است، و نه تنها دست و پا گیر نیست و تضادّی با آزادی ندارد، بلکه زنان در عین حفظ پوشش اسلامی، می‏توانند برترین فعالیّت‏های اجتماعی را داشته باشند، و در چارچوب آزادی‏های صحیح و مقبول، از حق آزادی خود بهره‏مند گردند، زیرا حجاب در اسلام به معنای پرده نشینی نیست، بلکه به معنای پوششی معقول برای جلوگیری از فساد، و حفظ کرامت زن است، و ما امروز در جمهوری اسلامی ایران می‏بینیم که زنان در همه صحنه‏ها و عرصه‏ها، از مجلس قانون‏گذاری گرفته تا آموزش و پرورش و بیمارستان‏ها و ادارات، می‏توانند در چهارچوب حفظ پوشش اسلامی، به کار و تلاش بپردازند، بی آن‏که حجاب اسلامی برای تلاش‏های آنان، مشکلی ایجاد کند، و حقّ آزادی صحیح آنها را تضییع نماید.
استاد شهید علاّمه مطهّری می‏نویسد: «وظیفه پوششی که اسلام برای زنان مقرّر کرده است، به این معنی نیست که آنها از خانه بیرون نروند، زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست… پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن و موی خود را بپوشاند، و به جلوه‏گری و خودنمایی نپردازد، آیات مربوطه همین معنی را ذکر می‏کند، و فتوای فقهاء هم مؤیّد همین مطلب است».۲
و در فراز دیگر می‏نویسد: «حجاب در اسلام از یک مسأله کلّی‏تر و اساسی‏تری ریشه می‏گیرد، و آن این است که اسلام می‏خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی، اختصاص یابد، اجتماع منحصرا برای کار و فعّالیت باشد، برخلاف سیستم غربی عصر حاضر، که کار و فعّالیت را با لذّت‏جویی‏های جنسی به هم می‏آمیزد، اسلام می‏خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند».۳
علاّمه اقبال لاهوری در اشعار نغز خود در این رابطه، چنین می‏سراید:
          باید این اقوام را تنقید غرب                          شرق را از خود برد تقلید غرب
          نی زرقص دختران بی‏حجاب                        قوّت مغرب نه از چنگ و رباب
          نی زعریان ساق و نی از قطع موست        نی زسحر ساحران لاله روست
          از همین آتش چراغش روشن است            قوّت افرنگ از علم و فن است
          مغز می‏باید نه ملبوس فرنگ                       علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ
با این بیان، به سیره ارجمند حضرت زهرا(س) در زمینه پوشش اسلامی نگاهی می‏افکنیم. آن بانوی بسیار بزرگ جهان، با این که حریم عفاف و حجاب را به طور
کامل رعایت می‏کرد، در عین حال، در بحرانی‏ترین حوادث سیاسی و اجتماعی، حضور و ظهور داشت. برای روشن شدن مطلب نظر شما را به مطالب زیر جلب می‏کنم:

حجاب از دیدگاه حضرت زهرا(س)
روزی مرد نابینایی با کسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانید، پیامبر اکرم(ص) که در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسید: «با این که این مرد نابیناست و تو را نمی‏بیند، چرا خود را پوشاندی»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمی‏بیند، من که او را می‏بینم، وانگهی او بو را استشمام می‏کند». پیامبر(ص) (به نشانه تأیید شیوه و گفتار حضرت زهرا«س») فرمود: «أَشْهَدُ اَنَّکِ بَضْعَةٌ مِنّی؛۴ گواهی می‏دهم که تو پاره تن من هستی».
امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: روزی همراه گروهی در محضر رسول خدا(ص) نشسته بودیم. آن حضرت به ما رو کرد و فرمود: «بهترین کار برای زنان چیست؟» هیچ کدام از حاضران نتوانستند جواب صحیح بدهند. هنگامی که متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همین موضوع را از حضرت زهرا(س) پرسیدم، و ماجرای سؤال پیامبر(ص) و پاسخ صحیح ندادن اصحاب را برای حضرت زهرا(س) تعریف کردم، و گفتم هیچ یک از ما نتوانستیم پاسخ صحیح بدهیم. حضرت زهرا(س) فرمود: ولی من پاسخ به این سؤال را می‏دانم، و آن این است که: «خَیْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لایَرِینَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ؛ صلاح زنان در آن است که آنها مردان نامحرم را نبینند، و مردان نامحرم آنها را نبینند».
* حجاب در اسلام به معنای پرده نشینی نیست، بلکه به معنای پوششی معقول برای جلوگیری از فساد، و حفظ کرامت زن است.
من به محضر رسول خدا(ص) بازگشتم و عرض کردم: «ای رسول خدا! از ما پرسیدی که چه کار برای زنان برتر است، پاسخش این است که برترین کار برای زنان این است که آنها مردان نامحرم را نبینند، و مردان نامحرم آنها را نبینند».
پیامبر(ص) فرمود: «چه کسی به تو چنین خبر داد، تو که این‏جا بودی و پاسخی نگفتی؟» علی(ع) عرض کرد: «فاطمه(س) چنین فرمود».
پیامبر(ص) از این پاسخ خشنود شد، و سخن فاطمه(س) را پسندید و به نشانه تأیید او فرمود: «اِنَّ فاطِمَةُ بضْعَةٌ مِنّی؛۵ همانا فاطمه، پاره تن من است».
نیز روایت شده: روزی جابر بن عبدالله انصاری همراه رسول خدا(ص) به سوی خانه فاطمه(س) رهسپار شدند. وقتی که به در خانه رسیدند، پیامبر(ص) اجازه ورود طلبید. فاطمه(س) اجازه داد، پیامبر(ص) فرمود: شخصی همراه من است، آیا اجازه هست با او وارد خانه شویم؟ فاطمه(س) عرض کرد: «ای رسول خدا «قِناع» (یعنی مقنعه و روسری) ندارم.» پیامبر(ص) فرمود: «یا فاطِمَةُ خُذِی فَضْلَ مَلْحَفَتِک فَقِنِعِی بِهِ رأسَکِ؛ ای فاطمه! زیادی لباس بلند روپوش خود را بگیر و سرت را با آن بپوشان».
حضرت فاطمه(س) همین کار را کرد، آن گاه پیامبر(ص) و جابر، با کسب اجازه وارد خانه شدند.۶

تلاش‏های سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا(س)
حضرت زهرا(س) در عین آن که حجاب کامل را رعایت می‏کرد، حجاب را پرده‏نشینی و انزوای زنان نمی‏دانست، بلکه شواهد بسیاری وجود دارد که آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگیر و مانع تلاش‏های اجتماعی و سیاسی نمی‏دانست. از این رو، در عرصه‏های مختلف اجتماعی و سیاسی شرکت فعّال داشت، به عنوان نمونه:
۱ـ محدّثین نقل می‏کنند: شخص پیامبر(ص) دست فاطمه(س) را گرفت، و به میان مردم آمد و خطاب به مردم فرمود: «هر کس که فاطمه(س) را شناخت که شناخت، و هر کس که او را نشناخته بداند که فاطمه(س) دختر محمّد(ص) است. او پاره تن من است. او قلب و جان من است. هر کس او را بیازارد مرا آزرده، و هر کس مرا بیازارد، قطعا خدا را آزرده است».۷ بنابراین، حجاب در سیره فاطمه(س) پرده نشینی نیست.
۲ـ در مکّه قبل از هجرت، مشرکان به تحریک ابوجهل به پیامبر(ص) آزار می‏رساندند، یکی از آنها به نام «ابن زبعری» شکمبه گوسفندی را برداشت، و به طرف پیامبر(ص) انداخت، به طوری که سر و صورت آن حضرت را آلوده نمود، ابوطالب(ع) به دفاع از آن حضرت پرداخت،
* پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان، بدن و موی خود را بپوشاند، و به جلوه‏گری و خودنمایی نپردازد، آیات مربوطه همین معنی را ذکر می‏کند، و فتوای فقهاء هم مؤیّد همین مطلب است».
در این هنگام حضرت زهرا(س) که در آن وقت خردسال بود با آب نزد پدر آمد، و سر و صورت آن حضرت را شست و شو داد.۸
روز دیگری فاطمه(س) گروهی از مشرکان را در کنار کعبه دید که جلسه محرمانه‏ای دارند. دریافت که در اندیشه توطئه بر ضد پیامبر(ص) هستند، هشیارانه با شتاب به حضور پیامبر(ص) آمد و توطئه آنها را به پدر بزرگوارش خبر داد.۹
و در مورد دیگر با کمال شجاعت و صلابت نزد مشرکان آمد و رگبار سرزنشش را بر ابوجهل و پیروانش فرو ریخت، و بر آن ستمگران نفرین کرد.۱۰
حضرت زهرا(س) پس از هجرت از مکّه به مدینه نیز تلاش‏هایی این چنین در حمایت از اسلام و سپاه اسلام می‏نمود، و در عرصه‏های مختلف حضور و نظارت داشت.
حضور حضرت زهرا(س) در پشت جبهه، و حتّی گاهی سرکشی به رزمندگان اسلام و غذا رسانی به آنها در صف اول جبهه نیز در روایات و تاریخ نقل شده است، چنان که این موضوع در جنگ خندق و فتح مکّه، رخ داده است.۱۱
در ماجرای «مباهله» که یک حادثه بسیار مهم سیاسی و اجتماعی و عقیدتی بود و در سال دهم هجرت بین پیامبر(ص) و هیأت بلندپایه مسیحیان نماینده «نجران» رخ داد، هزاران نفر از مهاجر و انصار در صحرای مدینه اجتماع کرده بودند تا از نزدیک نظاره‏گر صحنه باشند، ناگاه دیدند پیامبر(ص) با فاطمه(س) و علی(ع)
و حسن و حسین(ع) برای مباهله به سوی صحرا می‏آیند… پیامبر(ص) مطابق آیه ۶۱ آل عمران (آیه مباهله) فاطمه(س) را همراه خود، در چنین همایش سیاسی دینی، شرکت داد.۱۲ بنابراین، حجاب زنان هرگز مانع آنها برای شرکت در اجتماعات سیاسی و دینی نخواهد شد.

تلاش‏های سیاسی حضرت زهرا(س) پس از رحلت‏پیامبر(ص)
پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) و پدیدار شدن ماجرای سقیفه بنی‏ساعده، و بیعت با ابوبکر به عنوان خلیفه رسول خدا(ص) و کنار زدن امیرمؤمنان علی(ع) از مقام رهبری، که حق مسلّم آن حضرت بود، حضرت زهرا(س) در موارد مختلف وارد صحنه شد، و به دفاع از حریم ولایت پرداخت. در ملأ عام در مسجد با خطبه غرّا، غاصبان را محکوم کرد، بیعت کنندگان را سرزنش نمود، و جانش را در این راه گذاشت، و آن چنان فعّال و جدّی به صحنه آمد، که سرانجام به شهادت رسید، و اینها و ده‏ها نمونه دیگر نشان دهنده آن است که مسأله پوشش اسلامی، زنان را در پشت پرده محبوس نکرده که به طور کلّی از صحنه تلاش‏های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فاصله بگیرند، اگر چنین بود، هرگز حضرت زهرا(س) از پشت پرده حجاب بیرون نمی‏آمد.

چگونگی خطبه خواندن حضرت زهرا(س) در مسجدالنّبی
یکی از امور مهمّی که در زندگی حضرت زهرا(س) همواره می‏درخشد، خطبه غرّای او در مسجدالنّبی پس از رحلت پیامبر(ص) در ازدحام مردم است، که او با این خطبه غاصبان و خطاکاران را به محاکمه کشید و آنان را قاطعانه محکوم کرد، و از حریم ولایت و رهبری امیرمؤمنان علی(ع) به دفاع برخاست. چگونگی حرکت حضرت زهرا(س) از خانه‏اش (که مجاور مسجد بود) به مسجد، در رابطه با مراعات حفظ حریم حجاب به قدری دقیق و ظریف است، که جدّا سزاوار است همگان در این مورد با نظر دقیق بنگرند، و نکته‏ها را دریابند، و سپس خطبه غرّای او را در آن اجتماع و جوّ حاکم مورد بررسی قرار دهند. به راستی که منظره خطبه خواندن حضرت زهرا(س) تابلو گویا و بسیار روشن درباره حفظ حریم حجاب، و در عین حال شرکت کامل در صحنه برای سخنرانی و دفاع از حریم حق است و این همان راه اعتدال است که اسلام در همه جا به آن سفارش نموده است.
* حضرت زهرا(س) در عین آن که حجاب کامل را رعایت می‏کرد، حجاب را پرده‏نشینی و انزوای زنان نمی‏دانست، بلکه شواهد بسیاری وجود دارد که آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگیر و مانع تلاش‏های اجتماعی و سیاسی نمی‏دانست.
* حضور حضرت زهرا(س) در پشت جبهه، و حتّی گاهی سرکشی به رزمندگان اسلام و غذا رسانی به آنها در صف اول جبهه نیز در روایات و تاریخ نقل شده است، چنان که این موضوع در جنگ خندق و فتح مکّه، رخ داده است.
ما در این جا چگونگی حرکت آن حضرت برای القای خطبه را شرح می‏دهیم، تا مسأله مهم حجاب را از مکتب زهرای اطهر(س) بیاموزیم، و هم باور کنیم که زن می‏تواند در عین حفظ حریم حجاب، از پرده‏نشینی خارج گردد، و به عنوان نیمی از جامعه انسانی، رسالت خود را به انجام رساند. شرح این چگونگی، نیز می‏تواند
جواب دندان‏شکنی به آن افرادی باشد که حجاب اسلامی را کمرنگ گرفته، و خطبه خواندن حضرت زهرا(س) در مسجد را به عنوان شاهد عقیده ناصحیح خود می‏آورند، غافل از آن که شش دلیل و شاهد محکم در مقدّمه خطبه وجود دارد، که هر کدام نشان دهنده اهمیّت حجاب از نظر حضرت زهرا(س) است. اینک شرح مطلب:
عبدالله بن حسن (نوه امام حسن مجتبی علیه السلام) از پدران خود نقل می‏کند، هنگامی که مسأله غصب فدک رخ داد، و این خبر به حضرت زهرا(س) رسید، در این هنگام حضرت زهرا(س) تصمیم گرفت به مسجد برود و در آن جا به عنوان حمایت از حق، سخنرانی کند، چگونگی حرکت حضرت زهرا(س) در متن عبارت چنین آمده:
«لاثَتْ خِمارَها عَلی رَأسِها، وَاشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِها وَ اَقْبَلَتْ فی لُمَّةٍ مِنْ حَفَدَتِها وَ نِساء قَوْمِها، تَطَأُ ذُیُولَها، ماتَخْرُمُ مِشْیَتِها مِشْیَةِ رَسُولِ الله حتّی دَخَلَتْ عَلی اَبِی بَکْرٍ وَ هُوَ فی حَشْدٍ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَالاَنْصارِ وَ فِی غَیْرِهِمْ فَنِیطَتْ دوُنَها مُلائةً فَجَلَسَتْ، ثُمَّ أنَّتْ اَنَّةً اَجْهَشَ الْقَوْمُ لَها بِالْبُکاء، فَارْتَجَّ الَمجْلِسَ، ثُمّ اَمْهَلَتْ هَنِیئةً حَتّی اَسْکَنَ نَشِیَجَ القَوْمِ، وَ هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ، اِفْتَتَحَتِ الکَلامَ…؛ حضرت زهرا(س) روسری خود را بر سرش پیچید۱۳ و عبای خود را (که روپوشی وسیع بود) به سر نمود، و میان گروهی از یاران و زنان خویشاوندش (به سوی مسجد) حرکت کرد، آن حضرت هنگام راه رفتن (بر اثر شتاب یا بلندی لباس) به قسمت پایین لباسش پا
می‏گذاشت (در نهایت پوشیدگی راه می‏رفت) شیوه راه رفتن او (در متانت و وقار) هم چون شیوه راه رفتن رسول خدا(ص) بود، تا این که بر ابوبکر وارد شد، ابوبکر در میان ازدحام مسلمانان قرار گرفته بود، در این هنگام میان آن حضرت و مردم، پرده‏ای نصب شد، حضرت زهرا(س) نشست، سپس ناله جانسوزی نمود که بر اثر آن، صدای همه حاضران به گریه بلند شد، به گونه‏ای که گویی از صدای گریه، مسجد به لرزه درآمد، سپس حضرت زهرا(س) اندکی سکوت کرد، تا مردم آرام شدند، و جوش و خروششان بر اثر گریه، فرونشست، آن گاه خطبه را شروع کرد».۱۴

تجزیه و تحلیل عبارت فوق
در این عبارت، در رابطه با حفظ حریم حجاب و عفاف در عین شرکت در یک صحنه پرشور سیاسی و اجتماعی، شش نکته است که هر کدام از جهتی بیانگر اهمیّت و عظمت مقام حجاب در سیره حضرت زهرا(س) است، که به اختصار بدان اشاره می‏شود:
۱ـ آن حضرت روسری خود را که به طور کامل سر و گردن و سینه‏اش را می‏پوشانید، بر سر گرفت، تعبیر واژه «لاثتْ» (پیچید) حاکی است که روسری به طور کامل و چسبان به سر و گردن گرفته شده بود، نه به طور سبک و وارفته که با اندکی تکان دادن از سر رد شود و موی سر آشکار گردد؛
۲ـ حضرت زهرا(س) علاوه بر آن روسری، لباس روی لباس‏هایش مانند عبا را بر سر و تن خود پوشانده بود (وَاشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِها)؛
۳ ـ لباسی که بر تنش بود به قدری بلند بود که در راه رفتن، گاهی قسمت پایین لباس زیر پای حضرت زهرا(س) قرار می‏گرفت: (تَطَأُ ذُیُولَها)؛
۴ـ آن حضرت همانند رسول خدا(ص) با متانت و وقار حرکت می‏کرد، یعنی هیچ گونه حرکات نامناسب و دور از نزاکت در حرکت او دیده نمی‏شد؛
۵ ـ علاوه بر این ها در مسجد پرده‏ای به احترام او نصب کردند، و آن حضرت در پشت آن پرده خطبه خواند.
۶ـ دوستان و زنان خویشانش، اطرافش را گرفته بودند. (وَاَقْبَلَتْ فی لُمَّةٍ ـ ای: جماعة ـ مِنْ حَفَدَتِها وَ نِساء قَوْمِها).
به این ترتیب نتیجه می‏گیریم، حضرت زهرا(س) در عین آن که در همایش پرشکوه و پرجنجال شرکت نمود، همه نمادهای حریم حجاب و عفاف را رعایت نموده است.

نویسنده مقاله:حجة‏الاسلام والمسلمین محمد محمّدی اشتهاردی، به نقل از سایت راسخون

پی نوشت ها :
۱ ) نور (۲۴) آیه ۳۰ و ۳۲و ۳۳؛ احزاب(۳۳) آیه ۳۲، ۳۳ و ۵۹٫
۲ ) مرتضی مطهّری، مسأله حجاب، چاپ جدید، ص۷۹٫
۳ ) همان، ص۸۳٫
۴ ) علاّمه مجلسی، بحار، ج۴۳، ص۹۱٫
۵ ) علاّمه علی بن عیسی (اِرْبِلی، کشف الغمّه، ج۲، ص۲۳ و ۲۴٫
۷ ) علاّمه علی بن عیسی اِرْبِلی، کشف الغمّه، ج۲، ص۲۴٫
۸ ) علاّمه سروی، مناقب آل ابی‏طالب، ج۱، ص۶۰٫
۹ ) همان، ص۷۱٫
۱۰ ) صحیح بخاری، ج۵، ص۸٫
۱۱ ) علاّمه طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص۵۲، اعلام الوری، ص۱۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۴۹٫
۱۲ ) قاضی نورالله شوشتری، احقاق الحق، ج۳، ص۴۷ و ۴۸ ـ تفسیر المنار، ذیل آیه ۶۱ آل عمران.
۱۳ ) خِمار به معنای روسری معمول آن زمان است که زنان با آن، سر و گردن و سینه خود را می‏پوشاندند.
۱۴ ) علاّمه طبرسی، احتجاج طبرسی، ج۱، ص۱۳۱ ۱۳۲٫

نوشته شده توسط نبی اله ابراهیمی | لینک ثابت |


آخرین مطالب: